امروز: 1405/07/05 - 2026/09/27 ساعت : 08:00
  • ورزش
  • مصاحبه
  • سیاسی
  • در ستایش مردی که در میان طوفان ایستاد و صدای حقیقت را به گوش جهان رساند

    در ستایش مردی که در میان طوفان ایستاد و صدای حقیقت را به گوش جهان رساند

    محمدعلی خالق‌نژاد*

    روز چهارشنبه اول مهر در قلب جهان سیاست، صدای ایران از پشت تریبون سازمان ملل برخاست؛ صدای ملتی که تاریخ را پشت سر خود دارد و همواره ایستادن را بهتر از زانو زدن می‌داند. سخن، سخن جنگ نبود؛ سخن حق و ایستادگی بود. رئیس‌جمهور ایران، مسعود پزشکیان، در روزی که آسمان نیویورک از سکوت مصلحت سنگین بود، برخاست و گفت: «کسانی که تروریست‌اند، ما را تروریست می‌خوانند!» و جهان لرزید. زیرا حقیقت، وقتی از دهان مردی صادق برمی‌خیزد، از هزاران موشک سنگین‌تر است.

    با تصویری از رهبر شهید در دست، گفت که مردم ما هفت ماه در خیابان ایستادند، نه برای جنگ که برای پاسداری از وطن و خانه‌شان، و در آن لحظه، گویی همه‌ی کوه‌های البرز و زاگرس پشت سخنانش قد برافراشتند.

    رئیس‌جمهور صبور و استوار ایران نه از قدرت بمب و تهدید به ویرانی، که از حق دفاع سخن گفت. نه از سلطه‌جویی که از همسایگی امن گفت. نه از محرومیت دانش که از حق ملت برای زیستن در نور سخن راند و فلسطین را زخمی بر پیکر جهان خواند و تنگه‌ی هرمز را نه راهی برای سوداگری مرگ، که رگ حیاتی که نباید به روی صاحبش بسته شود که امنیت یا همگانی است یا هیچ‌کس را نیست. و در آن سخن، صدای همه‌ی مادران داغدیده و همه‌ی جوانان ایستاده در یک نفس جمع شد.

    این صدا صدای مردم ایران است، و ایران، سرزمین ملتی است که بارها در برابر طوفان‌های تاریخ ایستاده است؛ از دل جنگ‌ها گذشته، زخم خورده، اما هنوز ایستاده است. ایران را می‌توان تحریم کرد، می‌توان تهدید کرد، می‌توان محاصره کرد، اما نمی‌توان اراده یک ملت را با موشک و تحریم اندازه گرفت.

    ملت‌ها فقط با سلاح زنده نمی‌مانند؛ با هویت، حافظه، فرهنگ، دانش و اراده زنده می‌مانند. و امروز باید یک حقیقت بزرگ را دوباره به یاد آورد: امنیت یک کشور نباید به ناامنی کشور دیگر بنا شود. اگر خاورمیانه قرار است روزی آرام شود، راهش از ترس و تهدید نمی‌گذرد؛ از عدالت می‌گذرد، از گفت‌وگو می‌گذرد، از احترام به ملت‌ها می‌گذرد. فلسطین هنوز زخمی بر وجدان جهان است؛ و کودکی که شب را با صدای انفجار به صبح می‌رساند، پیش از آن‌که فلسطینی یا اسرائیلی، ایرانی یا آمریکایی باشد، انسان است.

    امروز ایران با دست رییس‌جمهورش که تصاویر شهیدان میناب و لامرد را برافراشته بود از اقتداری گفت که وقاحت سلطه‌جویان را به زانو درمی‌آورد. او به حقیقت از زبان مردم ایران سخن گفت؛ نه فقط با زبان سیاست، بلکه با زبان تاریخ که: ما صلح می‌خواهیم، اما صلحی که بهایش تسلیم نباشد. ما قدرت می‌خواهیم، اما قدرتی که سپر مردم باشد، نه شمشیر بر مردم. ما استقلال می‌خواهیم، اما استقلالی که با دانش، توسعه، عدالت و کرامت انسانی همراه باشد.

    رئیس‌جمهور ایران نشان داد که اقتدار در سر خم نکردن است، که قدرت واقعی در ایستادن مردم است و که ایران هرگز اجازه نخواهد داد کسی شهرهایش را بی‌پاسخ بمباران کند. می‌توان قدرتمند بود بی‌آنکه ظالم شد؛ می‌توان ایستاد بی‌آنکه نفرت ورزید؛ می‌توان از وطن دفاع کرد بی‌آنکه آرزوی ویرانی دیگری را داشت.

    ایران این نام فقط نام یک جغرافیا نیست؛ نام حافظه‌ای هزاران‌ساله است؛ نام شعر و خرد و فرهنگ؛ نام مردمی که بارها از خاکستر تاریخ برخاسته‌اند. پس اگر قرار است ایران قدرتمند باشد، بگذار قدرتش در کنار موشک و بازدارندگی، در دانش و اخلاق، اقتصاد و عدالت، فرهنگ و انسانیت نیز دیده شود. چرا که ایران بزرگ فقط آن ایرانی نیست که از مرزهایش دفاع می‌کند؛ ایران بزرگ ایرانی است که بتواند برای فرزندانش آینده‌ای بسازد که در آن هیچ کودکی صدای جنگ را به جای لالایی نشنود.

    و امروز در برابر جهان می‌توان این جمله را با سربلندی گفت: ایران ایستاده است. نه برای جنگ؛ برای آن‌که حق زندگی داشته باشد. نه برای سلطه؛ برای آن‌که آزاد باشد. نه برای ویرانی؛ برای آن‌که بماند، بسازد و سربلند زندگی کند. ایران ایستاده است؛ و آرزویش جهانی است که در آن هیچ ملتی برای ایستادن مجبور به جنگیدن نباشد.

    جاودان باد این صدا، جاودان باد این ایستادگی و جاودان باد ایران.

    *فعال سیاسی و رسانه ای
    پیام زنجان نیوز

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *