جواد کریمی
برگزاری دوره آموزشی «اقلیم شعر» با حضور شاعرانی از شانزده استان کشور با همكاری خانه كتاب و ادبيات ايران، دفتر ادبیات و زبان فارسی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان و به میزبانی زنجان، بیتردید اتفاقی ارزشمند در تقویم فرهنگی استان بود.
برگزاری چنین رویدادهایی، نشان از توجه به جریان شعر معاصر و ایجاد فرصت برای تعامل شاعران سراسر کشور دارد و شایسته است از تلاش همه دستاندرکاران آن قدردانی شود.
اما هیچ برنامه فرهنگی، هرچند ارزشمند، از نقد بینیاز نیست؛ زیرا نقد منصفانه، نه در تقابل با برگزارکنندگان، بلکه در مسیر ارتقای کیفیت برنامههاست.
شب پایانی این دوره با عنوان «شعرخوانی شاعران زنجان» برگزار شد. انتظار طبیعی این بود که در چنین برنامهای، هویت ادبی و فرهنگی استان نیز بازتابی شایسته داشته باشد. زنجان استانی است که زبان مادری مردم آن ترکی است و شاعران بسیاری نیز در این زبان آثار ارزشمندی آفریدهاند. با این حال، تقریباً همه شاعران دعوتشده به شعرخوانی، شاعران پارسی گو بودند و تنها یک شاعر (آقای هوشنگ جعفری) به قرائت شعر ترکی پرداخت؛ آن هم پس از آنکه نام ایشان از سوی حاضران مطرح و مجری ناگزیر از دعوت وی شد.
چرا در برنامهای با عنوان «شعرخوانی شاعران زنجان»، سهم زبان مادری مردم این استان تا این اندازه کمرنگ بود؟
فارغ از اینکه شعر فارسی بخشی از هویت فرهنگی ایران بوده و جایگاه خود را دارد، این پرسش همچنان باقی است که چرا در برنامهای با عنوان «شعرخوانی شاعران زنجان»، سهم زبان مادری مردم این استان تا این اندازه کمرنگ بود؟ آیا بازتاب دادن تنوع زبانی و ادبی زنجان، چیزی از ارزش شعر فارسی میکاست یا بر غنای برنامه میافزود؟
نکته تأملبرانگیزتر، سخنان آقای سعید بیابانکی پس از شعرخوانی آقای جعفری بود. بنا بر آنچه در برنامه بیان شد، ایشان پس از خواندن شعری با لهجه محلی خود (لهجه سدهی)، خطاب به آقای جعفری گفتند که «شما شعری خواندید که من متوجه نشدم، حالا من هم شعری میخوانم که شما متوجه نشوید.»
این جمله از منظر مخاطبان بسیاری، مناسب شأن یک محفل ادبی نبود. مقایسه زبان ترکی که زبان مادری میلیونها ایرانی و بخشی از میراث فرهنگی کشور است، با یک لهجه محلی، آن هم در قالب چنین تقابلی، میتواند این برداشت را ایجاد کند که زبان میزبان به جای آنکه بخشی از هویت فرهنگی آن مجلس تلقی شود، موضوع یک پاسخ یا مقابله قرار گرفته است. احترام به همه لهجهها و گویشهای ایران، اصلی پذیرفتهشده است؛ همانگونه که احترام به زبانهای ایرانی نیز ضرورتی انکارناپذیر است. هیچیک نباید در مقابل دیگری قرار گیرد.
از سوی دیگر، جای پرسش است که چرا در برنامهای که قرار بود جلوهای از شعر زنجان باشد، اجرای برنامه، بر عهده فردی خارج از استان بود؛ فردی که طبیعتاً آشنایی عمیقی با ظرفیتهای ادبی و فرهنگی زنجان ندارد. این در حالی است که استان زنجان از حضور پژوهشگران، استادان و چهرههای ادبی برجستهای بهره میبرد که میتوانند در چنین رویدادهایی نقشآفرینی مؤثرتری داشته باشند.
همچنین استفاده مکرر از برخی افراد غیربومی در سایر برنامههای فرهنگی استان نیز نباید به گونهای باشد که ظرفیتهای فراوان بومی به حاشیه رانده شوند. احترام به اشخاص، منافاتی با نقد شیوه انتخاب و بهکارگیری آنان ندارد. مسئله، افراد نیستند؛ مسئله، سیاست فرهنگی و نحوه بهرهگیری از سرمایههای انسانی استان است.
در نهایت، شاید مهمترین پرسش این باشد که چرا در شهری که زبان مردمش ترکی است، در برنامهای که عنوان آن شعرخوانی شاعران زنجان است، زبان مادری مردم آن شهر تقریباً هیچ حضوری ندارد؟ اگر چنین اتفاقی رخ میدهد، پیش از آنکه دیگران را مقصر بدانیم، باید سهم تصمیمگیران و برنامهریزان خودمان را نیز ببینیم، گاه آنچه امروز از آن گلایه میکنیم، بیش از آنکه نتیجه نگاه بیرونی باشد، حاصل تصمیمهایی است که در درون گرفته میشود.
زنجان، هم شعر فارسی را در دامان خود پرورده است و هم شعر ترکی را. هیچیک رقیب دیگری نیستند؛ هر دو بخشی از هویت فرهنگی این سرزمیناند. انتظار میرود برنامههایی که به نام زنجان برگزار میشوند، این تنوع و غنا را نهتنها بپذیرند، بلکه با افتخار به نمایش بگذارند؛ چرا که احترام به زبان و فرهنگ بومی، نه تقابل با زبان فارسی، بلکه پاسداشت همه سرمایههای فرهنگی ایران است.