الگوی تکراری فرودگاه زنجان؛
36 سال وعده و یک ویترین لاکچری به نام مسکو
سعید مالکی*
فرودگاه شهدای زنجان، تنها فرودگاه این استان، با عمری بیش از دو دهه، کارنامهای جز فرازونشیبهای مکرر و وعدههای ناتمام نداشته است. عملیات احداث این فرودگاه در سال ۱۳۶۹ آغاز شد و پس از حدود ۱۰ سال تاخیر، به بهرهبرداری رسید. با این حال، این فرودگاه در تمام این سالها هرگز نتوانست به جایگاهی قابل اعتنا دست یابد و همواره با مشکلات عدیدهای از جمله کمبود پروازهای پایدار، زیرساختهای فرسوده و ضعف مدیریتی دستوپنجه نرم کرده است. اما آنچه فرودگاه زنجان را می تواند به یک مطالعهی موردی جذاب برای تحلیلگران مسائل مدیریت شهری تبدیل کند، تکرار یک الگوی شکستخورده است: وعدههای بزرگ، ناتوانی در اجرا، تکذیب و در نهایت، آغاز دوبارهی چرخه با شکلی تازهتر. از خرید یک فروند هواپیما در دورهی استانداری محمد رئوفینژاد تا تکذیب آن در دورهی جمشید انصاری و اکنون، خبر راهاندازی پرواز زنجان _ مسکو، همگی میتوانند حلقههایی از همین زنجیرهی معیوب باشند.
در سال ۱۳۸۹، رئوفینژاد، استاندار وقت زنجان، با هیاهو و جنجال رسانهای گسترده، از خرید یک فروند هواپیمای اختصاصی برای استان خبر داد. این هواپیما از نوع BAE-147 با مشارکت سازمان همیاری شهرداری زنجان و با قراردادی به مبلغ ۵۰ میلیارد ریال خریداری شده بود. رئوفینژاد حتی از ثبت شرکت هواپیمایی “همیار زنجان” خبر داد و وعده داد که این هواپیما ظرف دو ماه آینده وارد مدار پرواز شود. اما این وعده هرگز به سرانجام نرسید.
در سال ۱۳۸۹، رئوفینژاد، استاندار وقت زنجان، با هیاهو و جنجال رسانهای گسترده، از خرید یک فروند هواپیمای اختصاصی برای استان خبر داد
در دورهی استانداری بعدی، جمشید انصاری، نه تنها خبر خرید هواپیما را تکذیب کرد، بلکه مشخص شد که اساساً زنجان از فروردین سال ۱۳۹۲ هیچ هواپیمایی در اختیار ندارد و سهم استان در آن هواپیمای کذایی نیز به شرکت ماهان فروخته شده است! اما این داستان هرگز به شکلی وسیع رسانهای و از سوی رسانههای استان پیگیری هم نشد! پروژهای پرهزینه و خبرساز، بدون هیچگونه پاسخگویی، به سرانجامی نرسید و تنها به عنوان یک ویترین برای دورهی مدیریتی خاص باقی ماند. خبری که اگر از سوی رسانهای پیگیری و ردیابی میشد میتوانست در همان زمان با توجه به نادرستی خبر و نحوهی هزینهکرد منابع عمومی، پرسشهای جدی دربارهی شفافیت و پاسخگویی در پروژههای مشابه را ایجاد کند. اما گویا ترجیح داده شد در سکوت، رانتهای احتمالی نادیده گرفته شوند.
مشکل اساسی فرودگاه زنجان، هرگز کمبود مطلق پرواز نبوده؛ بلکه عدم تداوم آنهاست
با این حال مشکل اساسی فرودگاه زنجان، هرگز کمبود مطلق پرواز نبوده؛ بلکه عدم تداوم آنهاست. فرودگاه زنجان در برخی مقاطع و سالهای گذشته اصلاً پروازی نداشته و یا پروازهای آن بسیار محدود بوده و این نوسان به یک عادت مزمن تبدیل شده که اعتماد مردم را به این زیرساخت حیاتی سلب کرده است. پرواز زنجان _ مشهد، مهمترین مسیر داخلی این فرودگاه، نمونهی بارز این بیثباتی است. این پرواز در فروردین ماه سال ۱۳۹۸ تعطیل شد و اگرچه گاهی از سر گرفته شده، اما همواره در هالهای از ابهام قرار داشته است. مدیر فرودگاه زنجان در اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۲ کمبود مسافر را علت تعطیلی دوبارهی این پرواز اعلام کرد. این در حالی است که پیشتر نیز در سال ۱۳۹۷، پروازهای زنجان _ مشهد و زنجان _ کیش از این فرودگاه انجام نمیشد و بی رغبتی بخش خصوصی و گردشگری استان، عامل اصلی آن معرفی گردید. اما کسی نپرسید این بی میلی چه دلایلی داشته و چگونه می توانستند آن را به میل و رغبت تبدیل کنند؟! پروازهای زیارتی نیز سرنوشتی مشابه دارند. با وجود اعلام آمادگی فرودگاه زنجان برای برقراری پرواز به کربلا و نجف در سال ۱۳۹۶، این مسیرها هرگز به خدمات ثابت و مستمر تبدیل نشدند. مدیر فرودگاه زنجان به صراحت از نارضایتی مردم از نبود پرواز در مسیرهای پرتقاضایی مثل تهران، استانبول، کیش، حج و عتبات سخن گفته اما همین مدیر به جای رفع این نیازهای اساسی، با پروژههای ویترینی همراه شده است.
اگر نبودِ پروازهای پایدار، یک بحران مدیریتی است، وضعیت زیرساختهای فرودگاه، بحرانی عمیقتر و ساختاریتر را نشان میدهد. پروژهی توسعهی ترمینال فرودگاه که قرار بود ۲ هزار مترمربع به فضای آن اضافه کند، با پیشرفت فیزیکی کمتر از ۲۰ درصد، نیمهکاره رها شده است! پیش از آن نیز این پروژه به دلیل عدم اختصاص بودجه، با پیشرفت ۱۵ درصدی متوقف شده بود. این وضعیت اسفناک در حالی است که مدیر فرودگاه سالهاست بر نیاز مبرم به افزایش فضای ترمینال تأکید دارد. تجهیزات فرودگاهی نیز وضعیت بهتری ندارند. این وضعیت به اندازهای بد بود که دادستان زنجان در بهمن ماه سال ۱۴۰۴ با انتقاد شدید از وضعیت تأسفبار تجهیزات فرودگاهی، صراحتاً اعلام کرد: “زیبندهی زنجان نیست که تجهیزات فرودگاهی را اجاره بگیریم و باید تجهیزات جدید فرودگاهی خریداری شود”.
سرپرست معاونت هماهنگی امور عمرانی استاندار زنجان نیز نیاز فرودگاه به تجهیزات جدید را ۱۰ تا ۱۲ میلیارد تومان برآورد کرده است. اما نگفت برای تامین آن چه کرده است یا خواهد کرد!
امروز باید پرسید پرواز زنجان _ مسکو؛ ویترینی جدید در بحبوحهی نابسامانی ست یا می تواند آغاز یک حرکت در مسیر پویایی و شکوفایی این فرودگاه تلقی شود؟!
در تیرماه سال ۱۴۰۵، خبر راهاندازی پرواز مستقیم زنجان _ مسکو، بار دیگر توجهها را به فرودگاه زنجان جلب کرد. این پرواز که به صورت آزمایشی و با قیمت بلیط ۱۳۶ میلیون تومان (رفت و برگشت) برنامهریزی شده، با حاشیههایی نیز همراه بود؛ بهگونهای که مدیر فرودگاه برای رد شایعات مربوط به فروش ویژه و سهمیهبندی، مجبور به شفافسازی شد و قیمت ۲۴ میلیون تومانی که پیشتر برای این پرواز اعلام شده بود نیز تکذیب شد. اما سوال اساسی اینجاست: در شرایطی که مدیر فرودگاه به نارضایتی مردم از نبود پروازهای تهران، عتبات و مشهد و کیش و استانبول اذعان دارد و زیرساختهای اولیهی فرودگاه حتی برای پروازهای داخلی هم آماده نیست، اولویتگذاری بر روی یک پرواز لاکچری و بینالمللی، چه منطقی دارد؟ آیا این اقدام، مصداق بارز “ویترینسازی” و غفلت از نیازهای اساسی مردم نیست؟ اگر نیازهای اقتصادی بوده چه اندازه تجارت زنجان با مسکو پر اهمیت شده یا قابل توجه که این نیاز را توجیه کند؟! اگر هم موضوع نیازهای امنیتی و بالا دستی بوده است که اصولا رسانهای کردن آن با هیچ منطقی قابل توجیه نیست.
امروز باید پرسید پرواز زنجان _ مسکو؛ ویترینی جدید در بحبوحهی نابسامانی ست یا می تواند آغاز یک حرکت در مسیر پویایی و شکوفایی این فرودگاه تلقی شود؟!
و سخن آخر این که تاریخچهی فرودگاه زنجان، روایت یک الگوی تکراری و شکستخورده در مدیریت پروژههای زیرساختی است: وعدههای پرشور (خرید هواپیما، پرواز مسکو)، ناتوانی در تداوم (تعطیلی پرواز مشهد، عتبات)، فراموشی و تکذیب (فروش سهم هواپیما به ماهان) و در نهایت تکرار چرخه با شکلی تازهتر. در هیچ کدام از این ماجراها نه استمراری در ادامهی پروژهها دیده شده است نه حمایتی کامل برای ادمه دادن. دادستان زنجان به درستی توسعه و تامین زیرساختهای فرودگاهی را “مصداق بارز حقوق عامه” دانسته و تأکید کرده که اجازهی تعطیلی پروازهای فرودگاه زنجان را نخواهد داد. اما تا زمانی که نگاه و رویکرد مدیران از “ویترینسازی” و پروژههای پرهزینه و زودگذر به سمت توسعهی زیرساختهای پایدار، شفافیت مالی و پاسخگویی به نیازهای اساسی مردم تغییر نکند، فرودگاه زنجان همچنان گرفتار این چرخهی معیوب باقی خواهد ماند. مردم زنجان، نه به دنبال خرید هواپیماهای لوکس و نه به دنبال پروازهای خاص به مسکو هستند؛ آنها به دنبال پروازی پایدار به تهران، مشهد، عتبات عالیات و استانبول و حتی همان مسکو هستند. زیرساختی که نتواند این نیازهای اولیه را برآورده کند، هرگز نخواهد توانست به یک فرودگاه بینالمللی موفق تبدیل شود. شاید وقت آن رسیده باشد که به جای پرواز در افقهای دور، نگاهی به زمین و نیازهای بر زمینماندهی مردم این استان داشته باشیم.