فریدون صدیقی استاد برجسته روزنامه نگاری:
تنها روزنامه نگار ما پزشکیان است
پیام زنجان نیوز/ نشست “بحران بی اعتمادی” با حضور محمد مهدی فرقانی، فریدون صدیقی و جلال خوش چهره سه تن از اساتید برجسته روزنامه نگاری کشور روز دوشنبه 19 مردادماه توسط دفتر توسعه آموزش رسانه برگزار شد.
در این نشست روزنامه نگاران برجسته کشوی دیدگاههای خود را در موضوعات مختلف بیان کردند:
محمد مهدی فرقانی، استاد دانشگاه:
– سختترین کار این روزها، روزنامهنگاری است. زیرا مردم توقعشان از روزنامهنگاران بسیار است. مردم حق دارند که بدانند و حق دارند دسترسی آزاد به اطلاعات داشته باشند. اما دست روزنامهنگاران در این حوزه بسته است.
– وضعیت اعتماد در کشور ما بسیار بغرنج و پیچیده است.
– در جامعه ما سرمایه اجتماعی همیشه پایین بوده. از قبل از انقلاب مشروطه تا الان. دلیلش این بوده که منافع حکومتها با منافع مردم یکی نبوده.
– صحبت از مرجعیت رسانه در جامعه ایران میشود. ما نمیتوانیم در هیچ زمینهای مرجعیت نداشته باشیم اما انتظار داشته باشیم مرجعیت رسانه داشته باشیم.
– مرجعیت به شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و پیوند دولت- ملت برمیگردد.
– مرجعیت به اقتدار و قدرت ملی برمیگردد.
– هر چه فاصله دولت و ملت بیشتر شود، اقتدار کمتر و هر چه فاصله کمتر میشود، اقتدار بیشتر.
– رسانهها در ایران در دامان حکومتها متولد شدند. مدام اخبار دارالخلافه را منتشر میکردند.
– در تاریخ ۲۰۰ ساله مطبوعاتی مان هیچ گاه فرصت آگاهی ملی را پیدا نکردیم.
– مطبوعات حتی در حال حاضر نیز کم و بیش با حکومت ارتباط دارند که اگر نداشته باشند امکان فعالیت وجود ندارد.
– در شرایط عادی همه مطبوعات مانند هم هستند. در شرایط خاص تفاوتها باید روشن شود که میبینیم چندان تفاوتی وجود ندارد.
– وظیفه امروز مطبوعات پرداختن راستیآزمایی اخباری است که در شبکههای مجازی منتشر میشود.
در تاریخ ۲۰۰ ساله مطبوعاتی مان هیچ گاه فرصت آگاهی ملی را پیدا نکردیم
– ما هیچ قانونی برای حمایت از روزنامهنگاران و روزنامهنگاری نداریم.
– از قوانین مجازاتهای عمومی برای برخورد با روزنامه نگاران استفاده میشود.
– اعتماد در این شرایط کالایی گمشده است و در نتیجه مرجعیت به خارج منتقل میشود چون امید به آگاهی در داخل از بین رفته است.
– ما نیازمند شکل دادن به ساختار حرفهای روزنامهنگاری هستیم که ارکانش عبارتند از:
یک: استقلال حرفهای
دوم: اخلاق حرفهای
سوم : آموزش تخصصی
چهارم: استقلال اقتصادی
پنجم: تشکلهای حرفهای
– نگاه به روزنامهنگاران یا تبلیغاتی است یا امنیتی. هیچ وقت حقوق روزنامهنگاران به رسمیت شناخته نشده است.
– آیا میتوان اعتماد از دست رفته را بازگرداند؟ من بهرغم اینکه فردی خوشبین هستم اما در این مورد امیدی ندارم چون فرسنگها با روزنامهنگاری آزاد و حرفهای فاصله داریم.
فریدون صدیقی، مدرس دانشگاه:
– در روز معلم ، عباس عبدی احضار و بعد محکوم میشود. روزنامهنگار ملی. کسی که عمیقاً درد را میشناسد و تحلیل میکند. چرا؟
– در همین زمان میبینیم که یک روحانی شناخته شده، میآید و هر چه میخواهد و هرگونه که میتواند به رئیس جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی توهین میکند و کسی هم با او کاری ندارد و دوباره صحبت میکند.
– روزخبرنگار چه روزی است؟ روزی که میبینیم یا روزی باید باشد که حداقل خبرنگاران نه صددرصد که به اندازه ۵ درصد از حقیقت بگویند و آزاد بنویسند. آن وقت ما میتوانیم بگوییم روز خبرنگار داریم و این روز چنین روزی است.
– هر گروهی که آمد، ذره ذره روزنامهنگاران را خوردند و از بین بردند.
– وضع موجود مطبوعات ما غمانگیزتر از آخرین روز پاییز است.
– مردم ما را نمیخوانند، نمیخرند، چون خودشان را در آن نمیبینند. دلیل بی اعتمادی همین است.
– این به معنای خالی بودن روزنامهها از روزنامهنگاران توانمند نیستند. مجبور هستند بمانند. چون پراید هم ندارند که مسافرکشی کنند.
– جامعه در یک زیست معلق است و در رأس این موضوع روزنامهنگاران ایستادهاند. در چنین شرایطی اعتماد باز نمیگردد. زیرا عقل در زیسته معلق، تعطیل میشود. کسی در این شرایط فکر نمیکند.
– با وجود باجنیوز شما میخواهید اعتماد بازگردد؟ اخیرا یک شبکه باجنیوز گرفتند که سه همت، باج گرفتند. چرا اینها باج گرفتند و چرا اینها این باج را دادند؟ هر دو طرف فاسدند.
آقای پزشکیان، تنها روزنامهنگار و حتی تنها روزنامه ما است که جور همه روزنامهنگارانی را که نمیتوانند چیزی بگویند، میکشد.
– آقای اژهای یکی از سران کشور بود که روز خبرنگار را تبریک گفت. ای کاش در این روز، پرونده چند خبرنگار که حکم محکومیت دارند را میبستند و آنها را عفو میکردند.
– میدانید تنها روزنامهنگار ما کیست؟ در شرایط موجود، تنها روزنامهنگاری که از درد مردم سخن میگوید، از واقعیتهای سیاست خارجی میگوید، از گرانی میگوید، از سفرههای خالی مردم میگوید، مشکلات سیاسی را میشناسد و راه آن را میگوید و میگوید برای آینده چه باید کرد و چشمانداز به مردم میدهد، آقای رئیس جمهور است. آقای پزشکیان، تنها روزنامهنگار و حتی تنها روزنامه ما است که جور همه روزنامهنگارانی را که نمیتوانند چیزی بگویند، میکشد.
جلال خوشچهره، روزنامهنگار و مدرس:
– وضعیت عجیبی در مطبوعات ایران حاکم شده است. تعداد مدیران مسئول از خبرنگاران بیشتر شده است. تعداد سردبیران از خبرنگاران بیشتر شده است. مگر میشود چنین چیزی؟
– این دلیلش این است که در سالهای گذشته به صورت بیرویه امتیاز دادهاند.
– این آمار را در اینترنت یا امتیازهایی که دادهاند متوجه میشوید.
– مدیری را میشناسم که بیشتر از ۱۰ روزنامه را اجاره کرده و با یک نفر آن را منتشر میکند و آگهی و سهمیه و….. هم میگرفتند و میگیرند.
– این وضعیت در شهرستانها و استانها که وحشتناک است.
– این بحران است. چون خبرنگار برای این دسته از افراد بیارزش شدهاند.
– این افراد حتی حاضر نیستند که مطالب مورد انتظار مردم را بنویسند. زیرا منافعشان از بین میرود.
– من قبول ندارم که مردم تمام خواستههای خود را از فضای مجازی میگیرند. آیا فضای مجازی در آمریکا یا ژاپن نیست؟ چرا همچنان نیویورک تایمز و واشنگتن پست یا یومیوری همچنان خریده و خوانده میشود؟
_ دلیلش این است که جهان نوشتن امری تخصصی است. در ایران یک روزنامهنگار هم باید ورزشی بنویسد هم باید بین الملل هم سیاسی بنویسد و هم اقتصادی. آیا او تخصص دارد؟ نه. در نتیجه عدهای هر خزعبلی را بخواهند مینویسند. خب صدای مردم در آن هست؟ خیر.
سردبیر یکی از روزنامههای کثیرالانتشار گفته من سرمقالههایم را میدهم هوش مصنوعی مینویسد.
– رسانههای ما فاقد خلاقیت شدهاند. من سردبیر یک خبرگزاری دولتی بودم. آمدم بیرون. چون نمیتوانستم کاری کنم.
– آیا روزنامهنگار میتواند به خوانندهاش قدرت پیشبینی بدهد؟ نه. چرا نمیتواند؟ زیرا مدیرانش نمیگذارند.
– سردبیر یکی از روزنامههای کثیرالانتشار گفته من سرمقالههایم را میدهم هوش مصنوعی مینویسد. این گریهدار است. آیا با این وضعیت انتظار اعتماد داریم؟ انتظار بازگشت مرجعیت داریم؟
– در چنین وضعیتی، کشور کجا ضرر میکند؟ در جنگ. در بحران سیاسی.
– تلویزیون را ببینید. برخی در آن اساسا توهین میکنند. فحش میدهند. اما کسی با او کاری ندارد. زیرا امنیت دارد. اما از آن سو یک روزنامهنگار حتی نمیتواند درباره ادامه وضع موجود صحبت کند.
– نظام سیاسی مقصر وضع موجود است. زیرا نخواست این وضعیت را اصلاح کند.
– در ساختار متصلب نمیتوان امیدوار به بازگشت اعتماد بود. از آن سو ساختار رسانهها نیز باید اصلاح شود. نیازمند روزنامهنگاران حرفهای هستیم. در عین حال قدرت پیشبینی به خواننده بدهیم که با چه اتفاقاتی روبرو هستند تا بتوانند تصمیم بگیرند.