رسانه دیدهبان قدرت است نه ترازوی اخلاق مدیران
سعید مالکی*
اول شهریور، مهمان اتاق بازرگانی استان بودم؛ فرصتی برای صرف صبحانه و دیدار مجدد با رفقا و همکاران، که به همت این اتاق و البته رئیس خوشفکر و همیشه همراه رسانههای اتاق رقم خورد. در سالهای اخیر، شاهد اتفاقات خوبی در حوزهی رسانه و مطبوعات بودهایم و نیز تولید آثار ارزشمندی که با حمایت او و تیم اتاق به ثمر نشسته است؛ اتفاقی که هرگز به ابزاری برای پروپاگاندا تبدیل نشد و بیچشمداشتی، همواره کوشیده تا اتاق، همیار و همراه اهالی رسانه و هنر باقی بماند.
صمد یوسفی از جمله چهرههای هوشمند صنعت و تجارت است که بهدرستی دریافته ایستادن در کنار رسانه، هنر و فرهنگ، نه تنها فینفسه ارزشمند است، بلکه ارزش افزودهای ماندگار به شمار میرود که در تاریخ ثبت خواهد شد. این نگاه راهبردی نشان میدهد که میتوان بدون چشمداشت و با تکیه بر اعتماد متقابل، پلی میان اقتصاد، فرهنگ و رسانه ساخت؛ پلی که هم به رشد آگاهی عمومی کمک میکند و هم بستری برای شفافیت و پاسخگویی فراهم میآورد.
همین بهانهای شد تا به موضوع مهمی بپردازم که سالهاست گریبانگیر رسانه و خبرنگاران است؛ موضوعی که ریشه در انتظارات نابهجای ناشی از ذهنیت مدیریتی روابطعمومیمحور دارد و همواره بستری برای تقابل با جامعهی مطبوعاتی فراهم کرده است. اما این تجربهی ارزشمند به من ثابت کرد که اگر مدیری با نگاهی هوشمندانه و بیآلایش در کنار رسانه بایستد، نه تنها از نظارت هراسی ندارد، بلکه آن را فرصتی برای اعتمادآفرینی و توسعهی پایدار میداند. رویکردی که میتواند الگویی برای سایر نهادها باشد و مرا بر آن داشت تا در ادامه، به واکاوی یکی از گزارههای رایج و آسیبزدهی این حوزه بپردازم.
اگر مدیری با نگاهی هوشمندانه و بیآلایش در کنار رسانه بایستد، نه تنها از نظارت هراسی ندارد، بلکه آن را فرصتی برای اعتمادآفرینی و توسعهی پایدار میداند
این روزها عدهای دانسته سعی در جاانداختن این گزاره دارند که خبرنگار و روزنامهنگار نباید فقط کارش نقد مدیران و مسئولان باشد، بلکه باید کارهای مثبت آنها را برجسته کند و از مدیران موفق حمایت نماید. اما این باور که رسانهها باید میان نقد عملکرد مدیران و تقدیر از دستاوردهایشان تعادل برقرار کنند، نه تنها سادهانگارانه است، بلکه با هویت و رسالت ذاتی روزنامهنگاری در تناقض است. برای روشن شدن این موضوع، باید به چند اصل بنیادین توجه کرد. نخست اینکه، روزنامهنگار در نظامهای مردمسالار، نقش دیدهبان قدرت را ایفا میکند نه ترازوی سنجش اخلاق مدیران. مسئولان از ابزارهای فراوانی برای تکریم خود بهرهمندند: روابطعمومیهای قدرتمند، رسانههای وابسته، تریبونهای رسمی و مراسمهای تقدیر. رسانهی مستقل اما قرار نیست بر حجم این مدایح بیفزاید؛ وظیفهی ذاتی او پر کردن خلأ نظارت و شفافسازی است، نه تبلیغ دستاوردها. دوم اینکه، تقدیر از مدیران همواره سلیقهای و نسبی است. یک عملکرد ممکن است برای گروهی مفید و برای گروهی دیگر مضر باشد؛ اما نقد حرفهای، وقتی مستند به دادهها، اسناد و قوانین باشد، از عینیت و راستیآزمایی بیشتری برخوردار است. فساد، تبعیض، ترکفعل و ناکارآمدی، اموری ملموس و قابلاندازهگیری هستند که افشایشان رسالت اصلی روزنامهنگار است، نه تشویق سلیقهای مسئولان. سوم اینکه، اگر رسانه خود را مکلف به تشکر از مدیران بداند، از جایگاه ناظر بیطرف خارج میشود و ناچار به داوریهای سیاسی و جناحی میگردد. بهترین شکل تقدیر در روزنامهنگاری، انعکاس دقیق و خنثای واقعیتهاست نه جملات ستایشآمیز که درخور گزارشهای روابطعمومی است. روزنامهنگار حرفهای، نه مداح قدرتهاست و نه مرید آنها؛ او صدای بیصدایان و چراغ مسیر اصلاح است. چهارم اینکه، نقد مستمر هرگز به معنای تخریب نیست؛ بلکه موتور پیشرفت و شناسایی گرههای ساختاری است. اگر روزنامهنگار نگران جبران نقد با تقدیر باشد، همواره دچار خودسانسوری میشود و شدت نقد را کاهش میدهد تا بتواند در بخشی دیگر، تعریف کند. این یعنی قربانی کردن حقیقت به پای مصلحتاندیشی؛ خطری که کارکرد اصلی رسانه را مختل میکند. پنجم اینکه، طرح این پرسش که چرا فقط نقد میکنید؟ خوبیها را هم بگویید، در بسیاری از نظامها، یک تکنیک اقناعی برای مهار رسانههای منتقد است. این گزاره، روزنامهنگار را از حوزهی تخصصی خود (آسیبشناسی و نظارت) خارج کرده و به حوزهای میکشاند که وظیفهی نهادهای ارزیاب یا افکار عمومی است. درواقع، این درخواست ابزاری است برای کند کردن تیغ نقد و عادت دادن رسانه به مدارا با قدرت و نهایتاً اینکه، اگر مدیری قانون را به درستی اجرا کند، انعکاس همین خبر خنثی، بزرگترین تشکر از اوست؛ چرا که جامعه از آن مطلع میشود و اعتماد عمومی تقویت میگردد. اما تبدیل تشکر به یک تکلیف موازی با نقد، یعنی پذیرش نقش آژانس تبلیغاتی به جای مرجع حقیقت. خلاصه اینکه: ذات روزنامهنگاری، پرسشگری بیامان و شفافسازی دائمی است، نه تعریفگویی خوشآیند. هرگونه تلاش برای تحمیل تقدیر بر رسانه، در واقع تلاشی برای تغییر کارکرد ذاتی آن از نظارت به تملق است؛ خطری که جامعه را از آگاهی لازم برای پیشرفت محروم میکند.
*روزنامه نگار
