امروز: 1405/04/02 ساعت : 22:58
  • مصاحبه
  • پس از غبار

    محمدمهدی شجاعی
    ملت‌ها گاهی نه در میدان جنگ و نه در تالارهای مذاکره، بلکه در لحظه‌ای سرنوشت خود را تعیین می‌کنند که غبار حوادث فرو نشسته و هیجان‌ها جای خود را به تأمل داده‌اند. روزگار ما نیز از همین جنس است. جامعه‌ای که از بحران عبور می‌کند، بیش از آنکه به پیروزی یا شکست بیندیشد، باید به معنای آنچه رخ داده است بیندیشد. زیرا تاریخ، محصول وقایع نیست؛ محصول فهم ما از وقایع است. اشتباه بزرگ ملت‌ها آن است که در لحظات دشوار، واقعیت را با آرزو و یا ترس جایگزین می‌کنند. گروهی چنان سرمست موفقیت می‌شوند که گمان می‌کنند همه مشکلات پایان یافته است و گروهی دیگر چنان در نگرانی فرو می‌روند که گویی هیچ روزنه امیدی باقی نمانده است. حال آنکه سیاست عرصه میان این دو افراط است؛ نه میدان خوش‌بینی‌های ساده‌اندیشانه و نه صحنه بدبینی‌های فلج‌کننده. ایران امروز در نقطه‌ای ایستاده است که بیش از هر زمان دیگر به عقلانیت تاریخی نیاز دارد. عقلانیتی که بداند امنیت، صرفاً محصول قدرت نظامی نیست؛ همان‌گونه که توسعه نیز صرفاً محصول رشد اقتصادی نیست. امنیت بدون رضایت اجتماعی، استحکام کافی ندارد و توسعه بدون هویت فرهنگی، عمق راهبردی پیدا نمی‌کند. در جهان معاصر، کشورها بیش از آنکه با ارتش‌ها شکست بخورند، با خطاهای محاسباتی آسیب می‌بینند. تمدن‌ها زمانی دچار افول می‌شوند که نخبگان آنان قدرت تشخیص اولویت‌ها را از دست بدهند. هرگاه مسائل فرعی جای مسائل اصلی را بگیرد و هرگاه رقابت‌های خرد جای منافع کلان ملی را اشغال کند، فرسایش آغاز می‌شود؛ فرسایشی که گاه از هر جنگی خطرناک‌تر است. مسئله اصلی ایران در سال‌های آینده نه صرفاً اقتصاد است، نه صرفاً سیاست خارجی و نه صرفاً مدیریت داخلی. مسئله اصلی، بازسازی سرمایه ملی است؛ سرمایه‌ای که از اعتماد عمومی، همبستگی اجتماعی، امید نسل جوان و کارآمدی نظام حکمرانی تشکیل می‌شود. کشوری که سرمایه ملی خود را حفظ کند، تحریم را پشت سر می‌گذارد، بحران را مدیریت می‌کند و حتی از تهدید فرصت می‌سازد. اما کشوری که این سرمایه را تضعیف کند، حتی در شرایط آرام نیز با دشواری روبه‌رو خواهد شد. از این رو، امروز بیش از هر زمان دیگر باید از زبان حذف و طرد فاصله گرفت. هیچ ملتی با حذف بخش‌هایی از خود به اقتدار نرسیده است. قدرت ملی زمانی شکل می‌گیرد که همه ظرفیت‌ها در خدمت یک هدف بزرگ قرار گیرند. ایران بزرگ‌تر از همه جناح‌ها، گروه‌ها و سلیقه‌های سیاسی است. تاریخ این سرزمین نیز بارها نشان داده است که در لحظات حساس، آنچه کشور را نجات داده، عقل جمعی بوده است نه هیجان‌های زودگذر. نسل جدید نیز باید بداند که آینده را نمی‌توان صرفاً با اعتراض ساخت و نه صرفاً با انتظار. آینده محصول مشارکت آگاهانه، مسئولیت‌پذیری و تلاش مستمر است. هیچ جامعه‌ای بدون تحمل هزینه‌های اصلاح و پیشرفت، به قله‌های توسعه نرسیده است. در عین حال، مسئولان نیز باید درک کنند که مشروعیت در جهان امروز صرفاً از قانون ناشی نمی‌شود؛ از کارآمدی نیز ناشی می‌شود. مردم زمانی به آینده امیدوار می‌شوند که آثار تصمیمات را در زندگی خود مشاهده کنند. سخن اگر با عمل همراه نباشد، سرمایه اعتماد را کاهش می‌دهد و اعتماد، مهم‌ترین دارایی هر نظام سیاسی است. ایران در آستانه یک انتخاب تاریخی قرار دارد. انتخاب میان فرسایش تدریجی و نوسازی هوشمندانه. انتخاب میان گرفتار شدن در منازعات بی‌پایان یا تمرکز بر ساختن آینده. انتخاب میان سیاستی که صرفاً به امروز می‌اندیشد و سیاستی که افق‌های چند دهه بعد را نیز می‌بیند. تاریخ به ما آموخته است که ملت‌های بزرگ، از بحران‌ها نمی‌ترسند؛ از غفلت می‌ترسند. زیرا بحران، پدیده‌ای گذراست اما غفلت می‌تواند سرنوشت نسل‌ها را تغییر دهد. اکنون زمان آن است که به جای شمارش زخم‌ها، به طراحی آینده بیندیشیم. آینده متعلق به کسانی است که در میان گردوغبار حوادث، افق را گم نمی‌کنند و در میان هیاهوی روزمره، صدای تاریخ را می‌شنوند.
    پیام زنجان

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *