تقی سالک
همانگونه که می دانیم و روشن است فرهنگ ایرانی جایگاهی ارزشمند و والا در تمدن این سرزمین دارد. فرهنگی که توانسته است از دل خود پیشرفت های دانشی، شهرنشبنی، هنرمندی و گسترش زیبایی ها را به ارمغان بیاورد.
پس به نظر میرسد پیش تر از تمدن باید از فرهنگ یادکرد و همین امر باعث میشود تا گفت و گوی فرهنگ ها فراتر از گفت و گوی تمدنها باشد.
گفت و گوی فرهنگ ها می تواند از کینه و حسد و دروغ و خشم، جنگ و کشتار جلوگیری کند چراکه سرمنشا همه ی جنگ ها و دشمنی ها آز و نیاز و حسد است که متاسفانه سیاستمداران را به خودخواهی و خودبرتربینی وامیدارد تا به مرز و داد و حق دیگران دست درازی و دست اندازی کنند.
گاه زیبایی ها و فریفتنی های برآمده از پیشرفت های فرهنگی و حتی تمدنی یک کشور، کشورهای دیگر را تحریک میکند تا به آن سرزمین بتازند.حتی پرباربودن سرزمین از گنجینه های درونی مانند معادن و منابع طبیعی غنی و ارزشمند کشوری دیگر را به ستم تاختن آن سرزمین وا بدارد.
ایران را باید نمونه چنین سرزمین هایی دانست. حمله های تازیان در پایان سلطنت هخامنشیان و ساسانیان ، یورش های ترکان و مغولان و تاتاران از پس سلطنت سامانیان، جنگ های روسیه به هنگام سلطنت قاجار، حمله اسکندر مقدونی، جنگ های اخیر قدرت اول جهان آمریکا به سرزمین ایران همگی حمله به خاستگاه فرهنگ و اندیشه وخردورزی است .
ایران در درازنای تاریخ زیرپای ستمکاران و تازندگان به این مرزوبوم رنج ها کشیده و فرسوده شده اما از تاب و توان نیفتاده است. استوارگشته و در میانه ی جهان ایستاده است.
با این تفاسیر این نکته را نباید فراموش کرد زمانی که مردمان یک سرزمین باستانی داشته ها و گذشته ی خویش را به نسیانی آمیخته با شیفتگی جهان غرب در می آویزند بنیادی ترین آسیب ها را از جنبه های خود بیگانگی و افتادن در دام تمدن بیگانه دیوان سالاری خشک و بی مغز و احساسی زندگی ماشینی، مدرن و در بند رسانه بودن به اندیشگی و تباهی تمدن می زنند. متأسفانه آنچه از پیشینیان ما به یادگارمانده بود و معرف تمدن و اندیشه ی مردمان این دیار به حساب میآمد در جنگ ها تباه شد و از بین رفت، انبوهی از فرآورده های اندیشه ی ایرانیان زیر خاک و خاکسترها مدفون شد. دفاتر و یادداشتهای دانایان به هنگام خواب آلودگی و نااگاهی دستگاههای فرهنگی و فرمانروایی این سرزمین به تاراج سوداگران رفت و در کلکسیون های جهان غرب زندانی شد. اما خوشبختی آنجاست که تعداد بی شماری از دانشجویان ایرانی و ایران دوست با اندوختن دانش غربی و آمیختن آن با میراث دانش ایرانی در اروپا و امریکا و با پایان یافتن دوران آموختن و پژوهیدن در رشته تخصصی خود به ایران بازمیگردند و برای ایران مایه می گذارند که بسیار ارزشمند است.
کاستن جایگاه علم و خرد و ویرانی ارزش ها
همگان می دانند آن هنگام که غرب و اروپاییان در خواب آلودگی و ناآگاهی به سر می بردند ابوعلی سینا الکل را پدیدارکرد و یا خیام گاهشمار جلالی را چند سده پیش در همه جهان پیشنهاد داد و چندین مثال دیگر همه نشان از شایستگی اندیشه ی مردمان این دیار بوده است. اما امروز دستگاه گسترده ی آگاهی رسانی صداوسیما و فضای مجازی بیش از آنکه به گسترش اندیشه و فرهنگ و استوار داشتن تمدن بیانجامد ارزش های رفتاری بدخیم و خرد را توسعه میدهد و با گفتارها و برنامه های کم ارزش علم را فرو می کاهد و اندیشه ی مردمان را تباه می کند.
به دیدگاه های فنی و مهندسی و پزشکی بها می دهد ولی ارزش های والای فرهنگ باستانی ایران را لگدمال می کند و بخش اعظم این نابودی ارزش های بنیادین و شایسته در زبان و فرهنگ مردم اشکار می شود. یکی از چیزهایی که ویژگی های امروز مارا پدید آورده دوری گزینی از شیوه های کهن ایرانی برای گذراندن اوقات آسایش و پناه بردن به شیوه های نوین است، شیوه های نوین عموما ژرفای اندیشه را کم می کند که برای کودکان و نوجوانان آموزگار بدی است. بسیاری از گفتارهای زشت که از فرزندان کم سال این سرزمین می شنویم برآیند همین از هم گسیختگی فرهنگی است در نتیجه فرزندان ما باروشی نادرست پرورش می یابند، پرورشی که به راستی منفی است. این فروپاشگی فرهنگی پایداری تمدن ایرانی را فرو می ریزد و تباهی اندیشه را به دنبال دارد. باید از تمدن ایرانی دفاع کرد فرزندان امروز و آیندگان این سرزمین با شرمساری گمان نکنند در میدان تمدن بی چیز و نادار هستند بلکه با دل استواری و اعتماد به نفس راه پیشرفت ایران را بپیمایند.
سه رفتار بزرگ
باتوجه به آنچه که بیان شد اگرایرانیان می خواهند دچار تباهی اندیشه نشوند باید سخن اندیشه برانگیز، جاودانه و عمیق زرتشت را سرلوحه کار قراردهند:
«اندیشه نیک، گفتار نیک و کردارنیک»
و یک سخن ژرف دیگر را، خوشبختی از آن کسی است که راستی را تنها برای برترین راستی بورزد و به امید چیز دیگری نباشد.
این دوگفتار چراغ راه ایرانیان باید باشد چرا که باعث میشود اندیشه اش به راستی گراید و دیگر اینکه باید به ارزش های بنیادین ایرانی بازگشت که دراین راه بزرگانی چون زرتشت، بزرگمهر، روزبه (ابن مقفع)، فردوسی، خیام، سهروردی، سعدی، عطار و نظام الملک زمان و جان گذاشتند. و سپس باید گفتارهای برجای مانده از بزرگان را برای دریافت نیک بختی و پیروزی بروزرسانی کرد. از برنامه های نابه هنجار باید بکاهیم و دانشمندان و عالمان را با ازرم و برنامه ریزی منظم به یاری بخواهیم، گروه گرایی را کنار بگذاریم، خرد ورزی و درست کاری را به جای بی خردی و تباه کاری جایگزین کنیم تا فرهنگ کهن ایرانی را که پیراسته در آیین های تمدن ایرانی است از هرگونه آسیب مصون بداریم.