رحمان بیات
واقعه عاشورا و مصیبت شهادت حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) چنان بزرگ است که زبان از گفتن و قلم از نوشتن درباره آن عاجز است. اما چنانکه در تاریخ خواندهایم، پس از این واقعه دو گروه برای خونخواهی قیام کردند: یکی قیام «توابین» به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی و دیگری قیام «مختار بن ابیعبید ثقفی»؛ اما در این میان، به گواهی تاریخ، امام سجاد (ع) به عنوان مدعی اصلی خونخواهی، مستقیماً و عملاً اقدام به قیام نظامی نکردند.
گرچه نگارنده نه مفسر قرآن است و نه تحصیلات حوزوی دارد، اما به عنوان یک «پایمنبری» که از عالمان دین آموخته است که اهلبیت پیامبر (ص) قرآن ناطق و بهترین مفسران قرآن هستند، سؤال این است: چرا به جای بحث و جدلهای بیحاصل، از سیره اهلبیت (ع) پیروی نمیکنیم؟ چرا در مسئله مهم و بهحقِ خونخواهی، از شیوه امام سجاد (ع) تبعیت نمیکنیم؟
شاید بجا باشد اشاره نمایم که در جریان تشییع پیکر آقای «شهید ایران» که شعار خونخواهی عدهای بلند بود، با خود میگفتم: «شما کجای کار هستید؟ چرا نمیبینید و نمیدانید که آقای شهید، پیش از شعاردهندگان و قبل از امر و نهیِ برخی سخنرانان، خود اولین خونخواه و انتقامگیرنده از دشمنان ایران و اسلام بودهاند؟»
برای درک این مهم، کافی است ابتدا به این واقعیت توجه داشته باشیم که امام خمینی (ره) و رهبر شهید، حفظ نظام را از «اوجب واجبات» میدانستند. دشمن صهیونیستی و آمریکایی نیز به امید سرنگونی نظام و از هم پاشیدگی ایران، این جنگ را آغاز کرد؛ اما همین دشمن جنایتکار تصور نمیکرد که با شهادت ایشان، چنین زمینهای برای جذب حداکثری و انسجام ملی شکل بگیرد. به احتمال قوی، اگر دشمن پیشبینی میکرد که با شهادت رهبر و شروع جنگ، انسجام ملی چنین مستحکمتر میشود، هرگز دست به چنین حماقتی نمیزد؛ اما شیاطین داخلی و خارجی چنان دشمن را فریب دادند که تصور میکردند با شهادت رهبر و فرماندهان عالی، سرنگونی نظام حتمی است.
گویی آقای شهید ایران، چنین روزهایی را پیشبینی کرده بودند؛ چنانکه در روزهای نزدیک به شهادتشان، مکرراً از «اتحاد مقدس ملی» و «بعثت مردم» سخن میگفتند. این پیشبینی و تدبیر، همچون یک نقشه و راهبرد دفاعی از پیش طراحیشده، دشمن را چنان غافلگیر و مبهوت نمود که امروز همان دشمن میگوید: «ما قصد سرنگونی نظام ایران را نداشتیم!» لذا و با توجه به آنچه گفته شد و با یادآوری اینکه در برخی احکام اسلامی، شرایط زمان و مکان تأثیرگذار است، باید دانست که در شرایط کنونی کشور، اولویت نخست برای انتقام، حفظ ایران و اصل نظام است؛ و پس از آن، حفظ اتحاد ملی و «جذب حداکثری» که با شهادت رهبر در جامعه شکل گرفته، و در کنار آن همت مضاعف برای حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی است.
گرچه شرایط امروز ما با شرایط صدر اسلام و واقعه عاشورا متفاوت است، اما میتوانیم با پیروی از امام سجاد (ع)، انتقام اصلی و واقعی را به خدا واگذار کنیم و به او توکل نماییم که او بهترین انتقامگیرنده است: «فَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ؛ گمان مبر که خدا وعده خود را با رسولانش خلاف میکند؛ همانا خداوند قدرتمند و انتقامگیرنده است».
سخن را با گزیدهای از بیانات رهبر شهید درباره حماسه امام سجاد (ع) پایان میدهم که امیدوارم مفید و مؤثر باشد:
«باید جهتگیری معنوی -که لبِّ لُبابِ دین و روح اصلیِ دین همان جهتگیری معنوی است- دوباره در جامعه احیا میشد.» (حماسه امام سجاد، ص ۲۰). در دورهی کنونی نیز هرچند انقلاب اسلامی «عیار معنویّت و اخلاق را در فضای عمومی جامعه به گونهای چشمگیر افزایش داد» (۱۳۹۷/۱۱/۲۲)، با این حال «شعور معنوی و وجدان اخلاقی در جامعه هرچه بیشتر رشد کند، برکات بیشتری به بار میآورد» (۱۳۹۷/۱۱/۲۲). صحیفه سجادیه ظرفیت بزرگی برای رشد اخلاق و معنویت در جامعهی اسلامیِ برآمده از انقلاب اسلامی دارد. لذا توصیهی همیشگی این است که جوانان را «با این مقام معنوی و با این مرحله معنویت و توجّه و حضور آشنا کنید؛ آن هم در قالب کلمات امام سجّاد علیهالسلام در صحیفه سجادیّه و از این قبیل چیزها – و البته نهجالبلاغه هم همین روح معنوی را دارد – آن وقت این جامعه، جامعهای است که هر گونه دشمن مستکبری باید حقیقتاً از آن بیمناک باشد؛ باید نسبت به جذب و هضم آن ناامید باشد؛ باید بداند که تا روح اسلام، تا معنویت اسلام، تا تعبّد به اسلام و عقیده به اسلام در جامعه هست، هیچ عاملی نمیتواند این ملت و این جامعه را از صراط مستقیم انقلاب منحرف کند.» (۱۳۷۶/۹/۱۳)
(برگرفته از مقالهای با عنوان «امام سجاد احیاگر اسلام» از سایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله خامنهای)