امروز: 1405/05/09 ساعت : 15:56
  • فرهنگ و هنر
  • مصاحبه
  • ایرانیان بیدار و بیداری ایرانیان

    تقی سالک*

    بدون شک انقلاب فرانسه و آغاز عصر تجدد در اروپا تأثیر زیادی در تحولات فکری و ایجاد افکار نو  در ایران داشته است. اگر چه این تحولات فکری ریشه ی عمیقی ندارد اما تأثیرات آن در دوره قاجار بسیار فراوان بوده است.

    قابل توجه است که این تحولات در زمانی اتفاق می افتد که ۹۵ درصد ایرانیان بیسواد و‌کم سواد و محصور در پیله های روستایی  بوده اند و تنها ۵ درصد از افراد جامعه  تحت پیرامونی فرهنگ و آگاهی حضور داشتند که البته با نفوذ در سطوح بالای حاکمیتی توانستند بحث مشروطه را پدید آورند و در آن شرایط، سلطنت را ملزم به پذیرش قانون مداری و شاه مملکت را وادار به تشکیل عدالتخانه و رعایت قانونی فراتر از خواسته هایش بکنند و با پیگیری روند جنبش مشروطه و اثرگذاری آن در جامعه ی عقب مانده آن روز که توانست رعایا را به اتباع و شهروند تبدیل کند و همین امر باعث احساس آزادی و پذیرش نقش موثری در جامعه و ادبیات و هنر گردید.

    به عبارت دیگر باید گفت جنبش نخبگانِ آشنا به مسیرحرکت های سیاسی و فرهنگی تأثیر مستقیمی بر توده های متعارف مردم شهری در ایران دارد و همین امر باعث شد تا ناگهان آثار هنری و‌ موسیقی نوظهور با اقتباس از فرهنگ غرب پدید آید و نخبگان چنان شیفته ی بیداری و بیدارسازی ایرانیان شدند که متأسفانه به داشته های فرهنگی خود در محیط سنتی و تأثیرات آن عملاً بی توجه شدند و به قول امروزی ها با همزادپنداری و همذات پنداری در مقایسه خود و توده مردم هدف مشروطیت یعنی حکومت قانون را فراموش کردند و خواهان آزادی و دموکراسی شدند آن هم در جامعه ای بی سواد که زندگی به شیوه ایل روستایی و بی خبر از جهان را داشت.

    همین امر هم سرانجام عدالت خواهی  را در بن بست و هرج و مرج و ‌فروپاشی  را توسط خوانین و قدرت های محلی باعث شد و البته تقدم قانونگذاری و اجرای ضوابط سخت افزاری و ایجاد سازمان قضایی و انتظامی که تضمین عدالت را مد نظر داشت را حاکم ساخت.

    علاوه بر این توسعه ی آموزش و ‌پرورش سراسری برای فراهم سازی زمینه و ارتقای بهره وری از آزادی و نیل به دموکراسی، برقراری امنیت و داشتن مرزهای ایمن، برخورداری از سیستم اقتصادی، صنعتی، کشاورزی، راهسازی و تأمین اجتماعی  و… مورد توجه بود.

    تاسیس دانشگاه تهران، هنرسراها و مراکز فرهنگی، تحولی گسترده تر و مقاوم تر از جنبش مشروطیت را پدید آورد و بستری شد برای پدید آمدن نسل جدیدی از روشنفکران و متفکران که در دهه های بعد از ۱۳۲۰، با ارائه ی محصولات فرهنگی نو به جامعه و درک شرایط سیاسی داخلی و جهانی، عدالت خواهی اجتماعی و احساس عدم امنیت اقتصادی دیدگاه های چپ رونق بگیرد.

    در همین اثنا و رنجیدگی وفاداران دکتر مصدق بعد از کودتای ۲۸ مرداد و شکست نیروهای چپ، خلاقیت‌های هنری و ادبی علیرغم فشار و سانسور در قالب اعتراضات ادامه پیداکرد و نمود عملی آن در بعد از انقلاب اسلامی در تسخیر سفارت آمریکا  و گروگان دیپلمات‌ها متجلی گردید. با این وجود واکنش شدید نیروهای ضد چپ و ضدلیبرال دامان روشنفکران چپ را گرفت و ادبیات شور انقلابی جایگزین اندیشمندان چپ شد.

    جوانان تازه از راه رسیده که وجود روشنفکران قدیمی را بر نمی تابیدند عرصه ادب و فرهنگ را بر آنها تنگ کردند و بساط آنها را در بزنگاههایی به هم زدند و باعث کاهش بزرگی در حیطه ی تولیدات ادبی، هنری، فرهنگی و مطبوعاتی شدند.

    با این حال ترجمه و نگارش آثار هنری آرام آرام از سرگرفته شد اما وقوع جنگ ۸ ساله با عراق و غیبت رجال و روشنفکران و گاهاً کوچ آنها به خارج از کشور مانع ادامه ی این روند شد و انقطاع بزرگی در همه عرصه ها و‌تحوالات رو به توسعه بخصوص در زمینه های فرهنگی پدید آورد.

    با پایان جنگ ۸ ساله،  جدالی نو و اصلاحی با مشارکت نسلی تازه از کسانی که در محیط فرهنگی فرصت بازپروری  یافته بودند لغزیدن گرفت. بخصوص در مطبوعات که جولانی بی سابقه را تجربه می‌کردند.  نهایتاً از دل این جدال بزرگترین تحول و نشانه روشنفکری و استقبال توده های آگاه محمد خاتمی به ریاست جمهوری رسید اما متأسفانه شعله آن چراغ بانگرانی جناح سنتی و کاهش چشمگیر نفوذ و سهم‌خود در حاکمیت و مزایای جانبی آن رو به افول رفت  و محمود احمدی نژاد با اشاعه افکار آخرالزمانی و وعده های توخالی حاکمیت جهانی بر مسند قدرت جلوس کرد، عرصه بر نویسندگان و روشنفکران بار دیگر تنگ شد و آن چراغ بر مسلخ تاریکی فرو رفت و ‌خاموش شد.

    شیوه نابخردانه در دو دوره ریاست جمهوری جناح احمدی نژاد کشور را در لبه پرتگاه جنگ و‌ تحریم گسترده قرارداد به گونه ای که در شوره زار آن امید چندانی هم به رویش فرهنگ و آفرینش هنری نبود اما باز کسانی بودند که با تلاش خستگی ناپذیر عرصه های تألیف و ترجمه و تئاتر و سینما را زنده نگه داشتند و نقش امدادی خود را در انتقال و پیشبرد فرهنگی کشور بازی کردند.

    خیلی از دانشوران معتقدند که ایرانیان در حال حاضر از تفکر و‌ تولید فکر بازمانده اند و به دلایل متعدد امتناع تفکر و بن بست فکر اتفاق افتاده است. اگر چه امروز شاهد نظرات و افکار مختلف هستیم اما اینها بیشتر ناشی از احساس ناامیدی و استیصال در مقایسه با معیارهای جهانی است که دلیل عمده آن جلوگیری از تبادل نظرات و انتشار آزادانه ی افکار است.

    با این حال نمی توان گفت متفکران از تولید فکر ناتوان هستند. برای عبور از این وضعیت هنگامی می توان نقشه راهی ترسیم کرد یا نسخه ای پیچید که اختیار و امکان آن برای کسی که مدعی است وجود داشته باشد و همچنین در راستای عمل به آن ادعا مجاز باشد، محکوم به شکست بودن یا نبودن بعداز اجرای آن نقشه راه است.

    خوشبختانه امروزه معیار سواد عمومی تنها به مطبوعات و‌کتاب خلاصه نمی‌شود، جهان مجازی جایگاه والایی در انتقال فرهنگی دارد.

    تلفن های هوشمند نقشی بزرگتر از اندازه و ابعاد خود یافته اند و در حکم کتاب و مجلاتی هستند  که دائماً اطلاعات را در اختیار قرار می دهند و خوشبختانه همین امر باعث گردیده اگر حکومت به محدودیت‌ها بیفزاید در واقع شهروندان را به منابع خارجی سوق می دهد.

    نقشه راه امروز باید احترام بیشتر به آزادی بویژه آزادی تولید و آفرینش زبدگان فکر و اندیشه و خروج از مدار به انقیاد گرفتن افکار عمومی و‌ تحمیل افکار و عقاید پذیرفته نشدنی تحت عناوین جعلی قانون و مقررات باشد.

    در پایان این مقال یادآوری این نکته لازم است گفته شود که ایرانیان علی رغم مشکلات و مسائلی که پشت سرگذاشته اند واین روزها هم درگیر هستند باز از همه کشورهای اسلامی  یک سروگردن بالاتر هستند زیرا بسیاری از آنان خواهان ورود به تجربه و راهی هستند که ایران نیم قرن پیش قدم به آن نهاده  و‌کسب تجربه کافی را برای آن کرده است. و اینکه ایران و ایرانی بر خلاف بسیاری از جوامع، کشوری است که هرم فرهنگی آن از هرم حاکمیتی آن پیشی گرفته است و امید می رود با نگاهی توسعه محور گام های بلندی در بیدارسازی ایرانیان برداشته شود.

    *فعال اجتماعی و رسانه ای

    پیام زنجان نیوز

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *