صبح روز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ مردم ایران روز خود را با حمله شب قبل رژیم صهیونیستی به کشورشان آغاز کردند. عملیاتی که با شهادت تعدادی از فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان هسته ای آغاز و با بمباران برخی تاسیسات هسته ای و نظامی ایران ۱۲ روز ادامه یافت و در ادامه با مشارکت نظامی دولت آمریکا در بمباران مراکز هسته ای ایران به آتش بس ختم شد.
مردم ایران بعد از جنگ ۸ ساله با رژیم عراق دومین رویارویی خود را با رژیم صهیونیستی و آمریکا در حالی تجربه می کردند که دیپلماتهای ایرانی در حال مذاکره و حل و فصل مشکلات خود با آمریکا بودند.
آغاز جنگ ۱۲ روزه باعث شد تا مردم ایران در انسجامی بی نظیر به میدان بیایند و دفاع از وطن را معنی دوباره بخشند.
این حمایت مردمی از کشور بار دیگر غبار از چهره جمهوریت در ایران پاک کرد و به دنیا نشان داد که این مردم در دفاع از کشور خود از هیچ تهدیدی نمی هراسند.
پایان جنگ ۱۲ روزه این بارقه امید را در دل مردم به وجود آورد که حمایت تمام قد آنان از آب و خاک این کشور راهگشای اصلاحاتی در مملکت داری و رفاه و آسایش ملت خواهد شد.
اما برخی رفتارهای حاکمیتی بعد از جنگ ۱۲ روزه نشان داد که برخی بنایی بر تغییر ندارند و ملت را فقط در مواقع خاص و بحرانی ملت می خوانند.
کم کم اعتراضات داخلی به وضعیت اقتصادی کشور از سوی معترضان کلید خورد و دی ماه سال ۱۴۰۴ خود را به تحصن و تعطیلی بازار کشاند.
اعتراضی که دوباره طمع دشمنان ملت را در تکمیل پروسه جنگ ۱۲ روزه برانگیخت و اتفاقات تلخ و خونین ۱۸ و ۱۹ دی به جنگی دیگر و این بار در داخل کشور بدل شد و ۳۱۱۷ را قربانی کرد.
این جنگ ویرانگر بدتر از جنگ ۱۲ روزه خانواده های بسیاری را داغدار و هزینه های بسیار سنگینی را بر کشور تحمیل کرد.
اتفاقات تلخ دی ماه دشمنان ملت از جمله آمریکا و اسرائیل را به جنگی دیگر وا داشت و صبح روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ جنگی دیگر و با گستره ای بزرگتر بر کشور تحمیل و این بار با بمباران بیت رهبری و شهادت رهبری و تعدادی از خانواده ایشان و تعدادی از فرماندهان عالیرتبه نظامی و سیاسی آغاز شد. آغاز این جنگ با بمباران دبستان طیبه شجره میناب و شهادت ۱۶۸ دانش آموز خونبارتر شد.
آمریکا و اسرائیل به زعم خود که اتفاقات دی ماه بستری را برای تغییر و براندازی نظام جمهوری اسلامی فراهم آورده، این حمله را با فرض نتیجه گیری در کوتاهترین مدت آغاز کردند و ترور رهبری و متلاشی شدن مرکز تصمیم گیری نظام را آغازی بر تعبیر رویای دهه ها براندازی تلقی کردند ولی این بار نیز مردم با حضور خود مانع تعبیر خواب بدخواهان کشور شدند.
این جنگ که با عنوان جنگ سوم نامیده شد بعد از ۴۰ روز با توافق طرفین به آتش بس ختم شد.
اکنون کشور در شرایط آتش بس قرار دارد و هر لحظه شعله ور شدن آتش جنگ یحتمل است.
در این میان فشار اقتصادی، بیشتر و بدتر از گذشته روی دوش مردم حامی کشور سنگینی می کند و این فشار برخی را در اداره امور زندگی دچار مشکل اساسی کرده است.
فشارهای اقتصادی ناشی از تورم بی سابقه اثر خود را روی زندگی مردم نشان داده و تبعات هولناکی را برای آنان ترسیم کرده است.
در حالی که عقلای نظام در پی چاره و جلوگیری از شعله ور شدن دوباره آتش جنگ هستند، اقلیتی که معمولا خودشان فشار سنگین اداره زندگی را نمی فهمند همچنان بر طبل جنگ می کوبند و با رفتار و گفتار خود راه هر مذاکره ای را سنگلاخی می کنند.
این جماعت که همواره و در طول سالهای بعد از پیروزی انقلاب مخالف هر گفتگویی بوده اند حیات خود را در اوضاع آشفته کشور می بینند.
جنگ ۴۰ روزه کشور را در مسیری جدید قرار داده است و هر اشتباه و خطایی در امر حکومتداری ممکن است آینده خطرناکی را برای کشور و ملت رقم بزند. حالا که کشور از جنگ ۴۰ روزه و با حمایت ملت عبور کرده، انتظار می رود حاکمیت نگاهی متفاوت و مهربانانه در زندگی معیشتی مردم داشته باشد.
برخی فرصت ها تکرار شدنی نیستند. شاید فرصت بعد از جنگ ۱۲ روزه را مغتنم می شمردیم وقایع دی ماه و جنگ ۴۰ روزه اتفاق نمی افتاد.
ملت انتظار دارد این بار و در پاسخ به حمایتشان از کشور و نظام، گشایشی در امور زندگی شان و گشایش در سفره شان حاصل شود.
به امید آن روز.